زندانی نسیان من

همزاد بی صورت من، بی نقابِ هزار روی هزار رنگ! اینکه نبینمت، ملال نیست. اینکه بی خیال بودنت باشم، ترسی را جان نمی بخشد. از تو به اندازه ی تمام غریبه های دل آزار می توانم نفرت داشته باشم. برو خوش باش! همین را که اغلب در فراموشی ام غوطه وری...

/ 0 نظر / 7 بازدید