Lovely Bones

چشم های سرد معصومی داشت سوزی، و چقدر خباثت از تمام اتمسفر مرد تنهای خانه ی سبز می بارید... معصومیت و خباثت را بخواهی کنار هم بکشانی نمی شود، نمی چسبند به هم... نتیجه اش می شود انفجار... می شود جیغ تا بی نهایت... می شود فقط 1 قطره اشک و نه بیشتر... می شود خفگی...

/ 1 نظر / 8 بازدید
لی‌لا

این فیلم رو نصفه نصفه دیدم... به خاطر همین جز چشمهای سرد دختره چیزی ازش یادم نیست و البته کفش های مادرش که اون خانمه پوشید و خیلی خوشگل بودن.