گمانم که حق دارم بنویسم لااقل...!

اردیبهشت مهربانی ست، می گویند امسال نوبت "ترسالی" ست. باران نسبت به سال های پیش دیرتر از پیش ما میرود.

پل الوار هست، دوریس لسینگ... براتیگان... بن جلون را این ها سعی می کنند برانند، من هی دعوتش می کنم، موراکامی را هم... بهشان اطمینان می دهم که فرقی نمی کند واقعاً... آنقدر قوی شده ام که می توانم همین امروز ده بار "درد" دوراس را سر بکشم... می توانم بروم و ببینم "بیا و ببین"* ها را... و  توی واقعی ترین صحنه های جنگ های عجیب و غریب، گوش هایم را بگیرم و پا به پای بقیه دنبال پناهگاه بگردم و تا حد مرگ بترسم و نمیرم اما...

بوی چوب هست، بوی رنگ و نفت و وارنیش، که روی تارهای حنجره ام، نت های خس...خس...خس... می  نوازند... روپوش سفید کارم را می پوشم، که جا به جا لکه های آبی... قرمز... زرد دارد، و گاهی وقت کار ،خودم را توی آینه ی روبرو، طور دیگری می توانم ببینم و این امکان خوبی ست.

آشپزخانه هست، روزی یکی دو بار،  توی بوی پیازداغ و ادویه گمم می کند، که سراغ جوانی های دختری با آرزوهای گنده را نگیرم، دستم به کار باشد و فکر و زبانم معطل...

دفتری هست... که مدتیست برای خودم دست و پایش کرده ام، و "نیمه ی پر لیوان"های لَب پَر زندگی حیاط خلوتی ام را، تویش ثبت می کنم، تا کمکم کند بتوانم به بی درمان ها فکر نکنم، و نیمه های خالی، نگاهم را کمتر خراش بدهند.

همه چیز هست و به من کمک می کنند که "واقعاً" لبخند بزنم، و به دیگران، که بتوانند مرا از لیست مشغله های زندگی شان حذف کنند.

همیشه از پس خودم بر آمده ام، راهش را یاد گرفته ام . ذهن مهمل گو را باید گاهی مسدود کرد که نک و نال زیاد می کند و چرند می گوید که به ستوه آمده است.

 

 

 

* فیلم/محصول کشور بلاروس به کارگردانی الم کلیموف- قبلاً درباره اش نوشته ام، ببخشید الان حوصله ندارم بگردم ببینم کِی که لینک بگذارم...

/ 6 نظر / 11 بازدید
ابوالفضل عمادابادی

"نیمه ی پر لیوان"های لَب پَر زندگی حیاط خلوتی ام کاش منم مثل تو میتونستم از اینهمه لذت ببرم فیلم و کتاب و نقاشی و ... اتفاقا زندگیت روح زنده و پویایی داره و خوشحالم که خوبی و لبخند میزنی

شفیعی

سلام رخشان جان عزیز امیدوارم بتوانم ذهنم را از حواشی زندگی دور کنم و مثل شما از نک و نال فاصله بگیرد

لی لا

این وبلاگ رو بخون لینکهاش هم جالبه. http://palebluedot.persianblog.ir/

لی لا

من هنوز کتابهای دو سال پیش رو نخوندم... دقیقن نمی دونم کجا هم گذاشتمش...

لی لا

برات نگرانم ... کاش اینجا بودی با هم می رفتیم سینما... دلم میخواد باهات تنها باشم... حتی باهات حرف هم نزنم. فقط باشی...

hamshahri

come and see come and see cast and crew http://www.imdb.com/title/tt0091251/?ref_=sr_1 download link: http://rapidgator.net/file/4ba954c6acdf7ac05b6cf24ec55c9a76/Come_and_See_Idi_i_smotri_1985.rar.html