دزدیده ها

شب آن لحن را از حلق، آن بوی کهنه ی منزوی را از دالان های خشک و تاریک و متروک شامه، آن پیرنگ هست و نیست زرد کمرنگ را از دیوار ته چشم، دزدیده ...

حالا بوم نقاشی، لالمانی گرفته است.

/ 1 نظر / 12 بازدید