نخند...!!!

سنگ می شود خيال من                                                   

به کودکانه های من نخند

شکسته می شود

دو بال من

دوخته نگاه تا نگاه

 روی دل...

ايست!    هيس!

چشم و چاه

به کودکانه های من نخند

بگو فرشته های بی گناه

بخاطرت غبار می شوم

اسير چنگ باد

اسير کفشهای پرسه، کوچه های اخم

تو، جوان بمان و شاد

فقط

به کودکانه های من نخند

نگو به من چه؟! هر چه باد ... باد                  

همچنان دروغگوی باش و بی خيال

قسم بخور به جان هيچ...

روح باد...

قبر آفتاب

که می پذيرم از تو هر چه کرده ی محال

به کودکانه های من نخند

بيا نسيم باش : هميشه مهربان و جاری و عزيز و همسفر

با من

مسافر جاده های خلوت نمی رسيم باش

به کودکانه های من نخند

به جان اطلسی

بيا و مهر باطل ترانه های بی کسيم باش.

**************************************************************

از ليلای عزيزم...نسيم صبای گلم و آقای مندو و ساير دوستان ممنونم که به من کمک کردند و می کنند تا به اين کلبه ی خرابه سر و سامانی بدهم07.gif

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

من اعتراض کوچکی دارم رخشان عزيز! نام وبلاگ من آبی آسمانيست نه آسمان آبی :)

eshghkade

سلام..سلام..به روزم.خوشحال ميشم سر بزنی..شاد و موفق باشی

بهرام کمالی

سلام...و بله ۲۱ اسفند و يادت باشه اون کامنت پائينی رو در تاريخی نوشتم که بغل دست شهرتون...؟ دنيای عجيبی شده و هر چقدر هم بجنبيم جا مونديم٬ می دونی خود به خود آدم بی خود ميشه و ياد می گيره با حافظ شيرازی از اونجا که ميدونی سر در بياره...مبهم که حرف نمی زنم؟ پس باشه تا انقدر با خودم کلنجار برم تا بروز بشم مثل دلم که اولين باره بروز شده و ديگه قرار نيست نه براش کامنت بفرستن نه مجدداْ تازه بشه...اميد وارم بعد از عيد فرصت مصاحبتی ايجاد بشه٬ آخه بازم سفر دارم به شهرتون و اينکه منظورت از ۲۱ اسفند رو از ۳ اسفند ندونستم٬ لطفاْ واضحتر٬ سوادم منگ کشيده...؟

بهرام کمالی

اينکه چقدر داری توی شعر امروز غرق ميشی يا اصلاْ قراره غرق بشی٬ جای حرف داره که شاعر جماعت بايد تو شعرهاش بريزه بيرون٬ يعنی با شعرهاش حرفش رو کرسی بنشونه. اگه يادت باشه در مورد اون شعر پائين به موسيقی داربودن بيش از حد سيگار و ديوار در شعر سپيد به شما گير داده بودم٬ که ميبينم تو اين شعر باز هم تکرار کردين يعنی اول شعر هر جور هم که من مخاطب خاص( واقعاْ من و امثال من خاص هستيم) بخوام بخونم بايد با يک موسيقی شاد بخونم که جای کار داره...

بهرام کمالی

و اين بايد يه گونه ای باشه که توی خوانش شعر تاثير بد نذاره٬ حالا اگه خودت اين شعر رو دوباره بخونی می بينی که از ايست! هيس! لحن شعر به کلی دچار تغيير ميشه٬ با اينکه ميدونم دارم جسارت می کنم اما بقيه اش: بهتره که من و شمای شاعر برای سرودن شعر سپيد به يک زبان ثابت برسيم٬ شايد رمز موفقيت ما در همين زبان مستقل شعری باشه٬ و يه پيشنهاد: مطالعه رو که ميدونم داری حتماْ تقويت کن٬ سپيد هائی که ارزش خوندن دارن رو حتماْ بخون و در آخر من قصد جسارت ندارم و سعی بهتر شدن کار هر دومون هست آخه با اين حرفهائی که ميزنم خودم هم چيز ياد می گيرم٬ و کتاب شرق بنفشه نوشته شهريار مندنی پور رو بخون.

بهرام کمالی

راستی ۱۸ اسفند جشنواره شعر برتر کشور در اهواز بود که حالا پشيمونم چرا خبرت نکردم تا اونجا بيای...شايد چند تا شعر خوب ميشنيدی...ديگه خيلی کامنت شد ( دارم يه جورائی جبران محبت شما رو ميکنم٬ ميدونم که نميشه)؟ و شاد و خرم باشی.

j

شعر و حرف زدن و نوشتن و اجزای آنها برای من از وقتی چوپان بودم واقعيتهايی عينی بوده و هستند .. روی مرامم هم موثرند خوب يا بد .. رويا و وهم نيستند .. مثلا وقتی مينوشتم که فاصله پهن تا گلهای ريز صورتی رنگ ريحان يک و نيم وجب بيشتر نيست و فاصله تلخی و شيرينی و خنده و گريه زندگی آدمها نيز و يا اينکه آن بوی خوش ريحان و دلربايی گلهای ريزش مديون آن پهن بد بو و زشت روست و يا اينکه مجبور ميشدم قضاوت کنم پهن ارزشمند تر است يا آن گلهای صورتی رنگ .. همه اينها را عينی و واقعی ميديدم و لمس ميکردم و به حرفهام معتقدم بودم بر اساس تجربياتم .. اينها چقدر ربط داشت به تو و شعرت ؟‌ .. اين روزها پر از حرف و نوشته ام

لیلا

نازنينم اصلا اشکال نداره هر وقت فرصت کردي، اينکار رو انجام بده فرصت هم نکردی ،مهم نيست :)

بهرام کمالی

سلام٬ با يه کار سپيد بروزم و منتظر...سال نو هم پيشاپيش مبارک.

::. قاصدك .::

سلام .... من آپديت کردم .... زود بيا ..... آخريشه :)