عابرانی که تماشا خواهم کرد...

فقط خاص شهر من نیستند. توی همه ی شهرها دیده امشان... داری از خیابانی فرعی رد می شوی با ماشین، و چشمت به این پس زمینه ی همیشگی کوچه ها و خیابان ها نمی دانم چطور آنقدر عادت دارد که ارزش ایستادن نگاه و اندکی درنگ را ندارند ...

همیشه، از کودکی تابحال  سوژه ی مورد توجه نگاهم بوده اند، پیرهای تنهایی که دم در حیاطی نشسته اند، ساکت و بی توقع اند انگار، و خیره به عابران و ماشین ها... اما از آن خیره گی هایی که شک داری کسی را به ذهن بسپارند.

چهار-پنج سال پیش از یکی از فرعی های احمد آباد می گذشتیم من و پدر، آن طرفها همیشه یکی هست... پیرمردی، پیرزنی... آن روز هم پیرزنی بود، با پیرهن کودری گلدار نیمدار، روسری تیره ی رنگ و رو رفته و چادر گل ریز سرمه ای که بود و نبودش فرق چندانی نداشت... به پدر نشانش دادم و گفتم احساسم را... که حس می کنم او می تواند آینده ام باشد. مکدرش کردم، فکر کرد از سر بی حرفی چیزی گفته ام که خودم را لوس کنم برایش...

حقیقت اما این است  که حقیقت دارند "عابرانی که تماشا خواهم کرد"...

 

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
لی لا

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید با من تبادل لینک می کنید ؟ ! خدایا هنوز این چیزها هست... و چرا چیزهای دیگری که خوب بود نیست؟ بگذریم... اتفاقن من همیشه بدون استثناء این آدمها را می بینم، شاید به دلیل بزرگ شدنم توی این جماعت مسن بوده است... و بدبختانه دیدنشان پر از غم می کند دلم را.

نیا

سلام ممنون از حضورتون..هدف من بیان ارزش زنه..ممنون میشم کمکم کنین..و از هدفم استقبال کنین..

نیا

یه سر به من بزن لطفا رخشان عزیز..[گل]

نیا

سلام دوستم با یه دلنوشته درباره ی زن آپم.. پیشم بیا گلم خوشحال میشم[گل]

لی لا

از امروز صبح همش دارم به فردا فکر میکنم ... :)

لی لا

امروز دکتر ی جلو اتاق من داشت با یکی از بچه ها حرف می زد منم داشتم نگاهش می کردم، یه چند دقیقه ای گذشت یهو گفت چیزی شده؟ لباسم بهم نمیاد؟ اشکالی هست؟ گفتم نه دکتر منتظرم حرفتون تموم بشه یه سوال بپرسم. گفت آها خیالم راحت شد پس نظر دیگران دیگه مهم نیست :) حالا بپرس. گفتم فردا هستید؟ دوست دارم ببینیش فردا.

پرند

و وقتی به دینشون عادت می کنی یه روز صبح می بینی نیستن ... چقدر درد می کند جای خالیشون بعد باید عادت کنی به سکو و سنگی که روش می نشستند و خاطره ایی که گوشه ذهنت جا مونده و دلتنگی گاه گاه بی بهانه برای یک جای خالی ... زیبا بود .... موفق باشی

رهگذر

وبلاگ زیبایی دارید.موفق باشید.[گل]