نقطه ی ايست می دانی کجاست؟ همه ی مازه ای فکرت را هم که زير و رو کنی ، باز هم می

رسی به همين جا: نقطه ی ايست!

خدای من کجاست وقتی کرخت می شوم ، آرام آرام به جلد خاکستری رنگ فرو می روم تا وقتی

شق و رق از آن بيرون می آيم، تمام تنم را دوده گرفته باشد؟!!

 دلت که کوچک می شود شکمت هی بزرگتر می شود. سرت سنگين می شود و چشم هايت تار

و تار و تارتر. راستی کرم های خاکی را ديده ای؟! چشم ندارند! و اينطوری هيچ گاه خجالت نمی

کشند از آن چه که هستند: زشت و نمناک و خزنده و هميشه در حال لوليدن لای رطوبت خاک

های سياه...

 اصلا به گمانم بعضی ها برای شرمنده شدن خلق نشده اند، و بعضی بالعکس، مدام از ثانيه به

ثانيه ی بودنشان شرمنده اند و اينگونه است که «بايد»!

*   *   *

 تا تحقير نشوی معنی تنفر داشتن را نخواهی فهميد و تا متنفر نشوی معنی پر شدن را ، لبريز

شدن را نمی فهمی، و از «عاشق شدن» لذت نمی بری.

 

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروز

رخشان کجايی ... دلم مرد از بی‌تویی ... کلمه ای بگو که فقط بدانم سالمی ... خانومم ... شيرينم ... حرف بزن مهربانم ... رخشان ! رخشان! رخشان!..........///...اين جور مواقع مامان ميگه: آروم گوشه ی دلم...قشنگ مامان.../// .

صبا

طلوع کن و بر من بتاب ..اين روزها هيچ خورشيدی تو آسمونم درخشان نيست ...بجنب دختر ...سردمه ...سرديم کرده ..لبات نبات ندارد ؟؟؟؟؟:)

برو بچ سابق عشقکده

سلام دوست خوبم...بعد از مدت طولانی امروز میخوام شما رو به 1 مهمانی دعوت کنم...خوشحال میشم شما رو در این مهمانی ببینم....پس خواهش تا شنبه به وبلاگ جکسرا بیا... منتظرت هستیم

یک آشنای قدیمی

سلام چرا ديگه نمی نويسی؟:(

aho

سلام وبت خيلی زيباست بهم سر بزن دوري ز برم از تو خبر نيست مرا جز سوختنم چاره دگر نيست مرا خواهم که به جانب تو پرواز کنم اما چه کنم که بال و پر نيست مرا

امین خسروی

به صلیب کشیدند قلم را به جرم رعشه.. و تازیانه بر گلوی سرخ او که ضجه می زند و داد می زند شکستند حرمت نون و القلم قلم را دزدیدند اسیرش کردند تازیانه اش زدند تبعیدش کردند تو گفتی قلم توتم من است... منتظرتون هستم... یا علی

صبا

ميدانم که مي آيی:)

فروز

يه بوس کوچولو ... بزرگ باشه بت مزه می‌کنه و دوباره می‌ری تا نازت را بکشم ...همون کوچولو خوبه ... :)

gerdoo

ناگزيری از تکرار .. دوباره .. از نو ، رخشان ... اينبار داناتر از بار قبل ./ صبر نکن تا بهار .. قبل از بهار جون بگير