از گلوگاهت به تقلا                               

این همه فریاد... صدا

به ظلمات راه می جویند

خشک خون بوسه های نارس

دعاهای کور

ناقص الخلقه های سنگ سار

بر لبانت...

انسان! آدم!...

همیشه معطل

در اتاق تاریک،* 

انتظار خدا...!

 * به پیشنهاد جناب شفیعی، تقطیع شد.

یک و سی دقیقه ی بامداد پنج شنبه- سیزده تیر... بی خوابی ... دلواپسی...

/ 4 نظر / 13 بازدید
شفیعی

خوشحالم که اومدی . از جمله کارهایی ست که بر پایه ی جملات توصیفی بنا شده . همیشه معطل بعد از تاریک کاما گذاشتم و خواندم به نظر شما چطوره ؟

hamshahri

خیر مقدم خانم با اون خداحافظی -تا اطلاع ثانوی-فکر کردم تا چند ماه دیگه از نوشته هاتون محرومیم.

ابوالفضل

خوندم دوست دارم بدونم روند شکل گیری این کار چطور بوده یعنی اول شروع کردی به سرودن و بعد از اتمام کار اصلاح کردی و دست به ایجاد سطرهای سفید برای بوجود اوردن بعدهای معنایی بیشتر زدی یا هدف فقط بیان یک تصویر با معناهای متناظر بوده