باران نگاری

از صبح تا غروب ، آبادان من بارانی بود امروز... نمی توانید حدس بزنید در یک شهر جنوبی، شبی بدون ابر بخوابی و صبحش با صدای تیک تیک یکنواخت قطره های باران روی تن شمشادهای باغچه بیدار شوی، چه هدیه ی شگفتی می تواند باشد و چه لذتی دارد. این وقت ها جز ثبت لحظه های تر مغازله ی آسمان و زمین، هنر جانانه تری شاید نتوان به خرج داد.

 

بعد از باران توی باغچه ی شما هم از این قارچ ها پیدا می شود؟:)

به همشهری عزیزی که پرسیده اند، درهای یکی از خانه های بریم هستند، خانه ی ما... خوشحالم که خاطرات خوبتان را مرور کردید.

/ 5 نظر / 4 بازدید
اتمان

سلام دده ولک تشم دادی...بارونه ئو شهر جنوبی شراره کشید تو شب سرد شمالی ی ما راسی همه ی قارچای با هم نچین که منقرض میشن به آسمون غرمبه هاش سلام مانه برسون به شمشادا بگو: التماس دعا!

شفیعی

برای فرار از گذشته از اصفهان بارانی فاصله گرفته ام و به اتاقم پناه برده ام

ابوالفضل

عکس ها رو دیدم زیبا بودن و اینکه تو بیابونای دهات ما هم بعد از بارون بهار قارچ در میاد

hamshahri

eradat sarkare khanom