Contract

قرار می گذاریم که چنین باشیم و چنان. این قرار گذاشتن، مرکز دنیای رابطه مان می شود. و همه چیز در شعاع این مرکز، قرار می گیرد، "قرار" می گیرد.

قوانین قراردادی، مهمتر از قوانین ذاتی هستند. خواهی نخواهی در مسیر قوانین ذاتی قرار خواهی گرفت، و اینرسی روحت بازت می دارد از خلاف جهت سیل شنا کردن. و علیرغم آنکه اساس تمام ضوابط زیستنند، قانون بودنشان، قید بودنشان حس نمی شود. گهواره ای هستند که آرام و قرارت می دهند بی آنکه تو انرژی صرف کنی. ولی برای نظم و نسخ دادن به روابط انسانی، قوانین قراردادی را می سازیم. در چارچوبشان قرار گرفتن را حس می کنی و حواست مختل می شود در تشخیص فرق بین کیفیت آرام و قرار داشتن و کیف آزاد بودن.

ما "قرار" گذاشته ایم، بر قرار ماندن، وظیفه است و "‌انسان بودن دشواری وظیفه..."

/ 3 نظر / 8 بازدید
مرتضی

قرار بیقراریها را محو میکند البته لذت خلاف آب شنا کردن رو از دست نده [چشمک] .

لی لا

قرار... آدمهای این روزهای من که خیلی بی تعهدند به قرارهاشون... بعضی وقتها فکر میکنم عجیبه که زنده ام از پی این همه باوری که به آدمها دارم ... به نظرم کور شدم رخشان... بعضی چیزها رو درک نمی کنم. گم شدم...

موریانه های چوبی

خیلی خوب بود و شعر زیبای شاملو پایان خیلی خوبی بود, من بیشتر طرح رو میزنم و متن رو بعدا اضافه میکنم,البته گاهی عکس این قضیه هم پیش میآد در کل یه اتفاق ثابت نیست ببخشید این روزها به شدت سرم شلوغه در مورد اون قضیه به زودی با هم صحبت میکنیم :-) شاد باشید