رخشان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      فمینوستالژی (بخشی از من)
سيب نویسنده: رخشان - شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٤

آهای ما جنس آدم فريبيم

سيب سرخ می خورانيم ، شيطان می شويم و آدم می زاييم

آهای ما از تبار گل های آويزيم!

ضربآهنگ شلاقهای سياه باد ، آنقدر به جانمان هراس انداخته

که می آويزيم و می آميزيم و می سوزيم و می سوزانيم!

{با اجازه...!}

تکيده می شويم و تکيه گاه

با زجه و زنجير همدرد بوديم

وقتی کنار کوچه های بطالت،

جلوی در حياطهای پر از رختهای شسته ی آويزان

پچ پچ می کرديم و بره های آدم می چرانديم...

با ترکه و طغيان و تب فردا، هم پيمان بوديم

 وقتی مدادهای سياه  بدست گرفتيم

پشت نيمکتهای چوبی وارفته

«بابا» آب داد را هجّی کرديم.

با سکوت و سرداب و صلابه و ساعت،

هم سلول شديم

وقتی پی سهم های ناچيزمان از تاريخ

تاريخ می نوشتيم.

 

با دشنام و درد و ديوار

همسايه بوديم، وقتی از ترس ظلمات زندان

فرياد آزادی سر می داديم.

با مُهر مهر و محبت و مادر

هم قيمت شديم

وقتی چشم براه «تداوم انسان» لحظه ها را می شمرديم.

آهای! ما جنس آدم فريبيم!

يک تاريخ است که محکوميم به جبران جنايت سيب

فلسفه ی هبوطمان آنقدر دست نيافتنی بود

که به ناقوس های انتظار، اعتبار داد

که بهانه شد برای گستاخی آدم!

و ما نقطه ی ميلاد ارتداد شديم،

روی خط شک و لذت...

۷/۲/۸۴....*سروده ی رخشان بی نام*

 

  نظرات ()
دوستان من آبی آسمانی سلویچ پرنیان نقش مرا آفرید آنکه دوستم داشت موریانه های چوبی از تنهایی با اتاق فراسوی دو هیچ پرتال زیگور طراح قالب