رخشان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      فمینوستالژی (بخشی از من)
(...) نویسنده: رخشان - چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۳

 

هميشه ثانيه های عجول بی پروا

عبور می کنند از حريم کودکی ما

بدون آنکه بپرسند

«آيا بزرگ خواهد شد؟»

من از تو ، فاصله از سايه تا خورشيد

تن بلند نگاه

ميان ما «ديوار»

و حرفهای نيمه تمام

ميان ما بسيار

شب و سياه و آخر دنيا

  لب و سکوت و

يک پک ديگر به سيگار ...

به خود می گويم

اگر بزرگ شده بودم

آخ اگربزرگ شده بودم ...

 

 

  نظرات ()
دوستان من آبی آسمانی سلویچ پرنیان نقش مرا آفرید آنکه دوستم داشت موریانه های چوبی از تنهایی با اتاق فراسوی دو هیچ پرتال زیگور طراح قالب