رخشان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      فمینوستالژی (بخشی از من)
  نویسنده: رخشان - چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۳
کی ميدونه بعدش چی می شه؟
پاهاتو محکم بکوب به زمين
سينه تو بده جلو
چشماتو بسپار به ته جاده
به هيچ چی جز رفتن فکر نکن
کی می دونه بعدش چی می شه؟
شايد يه جايی اون جلو جلوها
اتفاقی که دلت می خواد
انتظارتو بکشه
شايد يه فرشته ی نگهبان
نا خود آگاه
تو رو ببره به جايی که آرزوشو داشتی
کی ميدونه بعدش چی می شه؟
اگه ترس جلوی راهت رو گرفت
اگه چشماش علامت سوال شدن و
زل زدن توی چشمات
کافيه بهش لبخند بزنی و بگی
کی می دونه بعدش چی می شه؟!...

کی ميدونه بعدش چی می شه؟
  نظرات ()